شب سردي است و من افسرده.
راه دوري است و پايي خسته.
تيرگي هست و چراغي مرده.
مي كنم تنهاازجاده عبور
دور ماندند زمن آدمها.
سايه اي از سر ديوار گذشت
غمي افزود مرا بر غم ها.
فكر اين تاريكي و اين ويراني
بي خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز كند پنهاني.
نيست رنگي كه بگويد با من
اندكي صبر سحر نزديك است.
هردم اين بانگ برآرم از دل:
واي اين شب چقدر تاريك است!
خنده اي كو كه به دل انگيزم؟
قطره اي كو كه به دريا ريزم؟
صخره اي كو كه بدان آويزم؟
مثل اين است كه شب نمناك است.
ديگران را هم غم هست به دل
غم من ليك غمي غمناك است.
![]()
![]()
سفيد :ساكت
آبي : دوست داشتني
سبز : جذاب
ارغواني :گوشه گير
سرخابي :خوش تيپ
قرمز : شيطون
نارنجي : با هوش
مشكي : شكاك
كرمي : جدي
زرد :مهربان
بنفش :زيبا
صدفي : خودخواه
نيلي : باحال
طوسي : با مزه
طلايي :حسود