تبليغاتX
بربادرفته
-----زندگی بی رحم ترین معلم است که اول امتحان می گیرد بعد درس می دهد-----

موش با بچه هاش در كليسايي بزرگ زندگي مي كردند.

روزي بچه از مادر پرسيد:

مامان براي چي آدمها يك كليسا به اين بزرگي ساختند؟

مادر گفت:

براي اينكه هر موقع باران باريد لانه ما خيس نشه!




لينك ثابت نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت توسط ..:: ::..

دوست داشتن از عشق برتر است.... عشق یک جوشش کور است و بیوندی از سر نابینایی اما دوست داشتن بیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق در هر رنگی و سطحی با زیبایی محسوس در نهان یا آشکار رابطه دارد اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذ ب زیباییهای روح که زیباییهای محسوس را به گونه ای دیگر میبیند. عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است.اگر دوری به طول انجامد ضعیف میشود اگر تماس دوام یابد به ابتذال میکشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و دیدار زنده و نیرومند میماند اما دوست داشتن با این حالات نا آشناست و دنیایش دنیای دیگریست. عشق زیباییهای دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیباییهای دلخواه را در دوست میبیند و می یابد. عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن. از عشق هرچه بیشتر مینوشیم سیرابتر میشویم و از دوست داشتن هرچه بیشتر تشنه تر. عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند اما دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز می خواهد و می خواهد همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد داشته باشند. عشق گاه جابه جا می شود و گاه سرد و گاه می سوزاند اما دوست داشتن از جای خویش از کنار دوست خویش برنمی خیزد سرد نمی شود که داغ نیست نمی سوزاند که سوزاننده نیست.
...
پس... بگذاريد، اگر عاشقي بين شما هست، عشقي همراه با دوست داشتن باشد

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت توسط ..:: مانی ::..